آشنایی با خطوط روند
آشنایی با خطوط روند
در این مطلب سعی شده تا به زبانی ساده و مثال هایی قابل درک برای کسانی که به تازگی قصد آشنایی با علم تکنیکال را دارند، اصول خطوط روند توضیح داده شود.
در ابتدا لازم می دانم پیش از شروع مبحث خطوط روند چند تعریف پر کاربرد در علم تکنیکال را در اینجا مطرح کنم:
- تعریف موج یا رالی: حرکت قیمت از نقطه اولیه A به نقطه ثانویه B را یک موج گویند به شرطی که در این میان حرکت خلاف جهت AB بیش از ۳۸ درصد حرکت اولیه نباشد. به عبارتی دیگر در یک مسیر حرکتی از AبهB شاهد تصحیح کمتر از ۳۸ درصد باشیم.چنانچه حرکت خلاف جهتAB به میزان ۳۸ درصد یا بیشتر باشد خود یک موج جدید خواهد بود.
تعریف نقاط پیوت: پیوت به نقاطی اطلاق میشود که در آن نقطه امواج تغییر مسیر میدهند؛ یعنی یک موج صعودی تبدیل به یک موج نزولی یا یک موج نزولی به یک موج صعودی تبدیل میشود.
- پیوت مینور: به نقاطی که در آن چرخشها جزئی و به میزان کمتر از ۳۸ درصد حرکت قبل باشد، پیوت مینور میگویند.
- پیوت ماژور: نقاطی را که در آن چرخشهای اصلی قیمت اتفاق میافتد را پیوت ماژور میگویند. اصلاحات در نقاط ماژور یا اصلی حداقل ۳۸ درصد حرکت قبل است.
در واقع یک تحلیلگر است با مطالعه و به چالش کشیدن نقاط ماژور در مورد معاملات خود تصمیمگیری میکند.
تعریف روندها
روندها، سمت و سوی حرکت قیمت در گذشته را نشان می دهند. از آنجا که روند، قدرت و تمایل غالب تریدرها را در نوسانات قیمت نشان می دهد می توان انتظار داشت تا زمانی که نیرویی بیشتر از نیروی فعلی بازار و در جهت عکس به بازار وارد نشود روند ادامه داشته باشد.
روندها مجموعه ای از موج های صعودی و نزولی می باشند. در اولین نگاه میتوان این نکته را متوجه شد که بازار هیچ زمانی دارای روند مستقیم نیست و مجموعه ای از شکسته شدن حمایت ها و مقاومت های گوناگون است که یک روند را تشکیل می دهد.
- تقسیم بندی روندها از لحاظ جهت حرکت
روندها دارای سه جهت کلی می باشند ۱: روند صعودی ۲:روند نزولی ۳:روند خنثی
- در روند صعودی قیمت بیشتر از آنکه تمایل به تضعیف داشته باشد تمایل به تقویت و بالا رفتن دارد. در روند صعودی معقول ترین کار خریدن و باقی ماندن در بازار تا تشخیص انتهای روند صعودی است.
- در روند نزولی قیمت بیشتر از آنکه تمایل به تقویت داشته باشد تمایل به تضعیف و پایین آمدن دارد. در روند نزولی معقولترین کار فروختن و باقی ماندن در بازار تا تشخیص انتهای روند نزولی است. (در بازارهای یک طرفه مانند بازار ایران، فروختن به معنی بی معامله ماندن و نظاره کردن می باشد)
- روند خنثی بیان کننده قدرت برابر خریداران و فروشندگان در زمانی خاص است. عموما آنچه در روند خنثی دیده می شود در بازه های زمانی کوتاه تر تلفیقی از روندهای صعودی و نزولی می باشد و در بازه های زمانی بلند مدت روند خنثی، خود جزئی از یک روند دیگر می باشد. در روند های خنثی یا معامله گر باید تا زمان چیرگی قدرت یکی از گروه خریداران یا فروشندگان نظاره گر باشد و یا از روند های کوچک صعودی و نزولی بازار منتفع شود.
- تقسیم بندی روند ها به لحاظ زمانی
غیر از جهت قیمت، طول مدت روند نیز حائز اهمیت می باشد. تا به حال تعریف غالبی برای تقسیم بندی زمانی روندها، بین تریدرها وجود نداشته اما تقسیم بندی غالب به سه دسته اشاره دارد:
۱: روند بلند مدت ۲: روند میان مدت ۳: روند کوتاه مدت
برای این تقسیم بندی روند بلند مدت را بیش از شش ماه یا یکسال در نظر می گیرند. روند میان مدت را بیش از یک ماه تا یکسال در نظر می گیرند و روند کوتاه مدت را روندهای دارای زمان کمتر از یک ماه در نظر می گیرند. گرچه روند های میان روز کوچک تر از روند های کوتاه مدتی است که تعریف کردیم اما اغلب معامله گران روند های میان روز را نیز جزء روند های کوتاه مدت طبقه بندی می کنند.
نکته دیگر در مورد روندها، حرکات موجی شکل آنها است. هر روند در بازه زمانی خاص خود تشکیل شده از چند روند کوچکتر و در بازه زمانی بزرگتر جزئی از موج روند بزرگتر می باشد. بنابراین وقتی صحبت از روند به میان می آید تعیین بازه زمانی روند نیز حائز اهمیت می باشد.
- اصول کار با خط روند(Trend line) ,نحوه رسم و درجه اهمیت آن
همانطور که در گذشته اشاره شد روند ها مجموعه ای از پیشی گرفتن موج های یک جهت قیمت بر جهت مقابل می باشد.
اگر به شکل روند صعودی در زیر دقت کنید می بینید که روند صعودی مجموعه ای از روندهای کوچکتر می باشد که مجموع و اندازه روندهای نزولی، کوچکتر از روندهای صعودی می باشد. از همین رو روند غالب صعودی است. به بیانی دیگر شاهد آن هستیم که در روند صعودی مقاومت های جدید بالاتر از مقاومت های قبل از خود هستند اما قیمت در خطوط حمایت به حمایت قبل از خود نمی رسد. عکس این حالت برای روند نزولی تعریف می شود.
تا زمانی که در یک روند صعودی قرار داریم دره های قیمت (حمایت ها) نباید به قیمت پایین تر از حمایت قبلی برسد و در روند نزولی قله های قیمت (مقاومت ها) نباید به قیمت بالاتر از مقاومت قبلی برسد. این نکته مهمترین اصل تشخیص و بکارگیری روند می باشد. در صورتی که قله ها یا دره ها به موج قبل خود برسند در اصل بیان کننده این هستند که یا شیب روند غالب کم شده یا آن روند پایان یافته و روند معکوس جدیدی در پیش داریم.
برای ترسیم یک روند صعودی حداقل دو دره قیمت (حمایت) را به یکدیگر متصل می کنیم و تا زمانی که قیمت از امتداد این خط ترسیمی رد نشود روند صعودی می ماند.
برای ترسیم یک روند نزولی حداقل دو قله قیمت (مقاومت) را به یکدیگر متصل می کنیم و تا زمانی که قیمت از امتداد این خط ترسیمی رد نشود روند نزولی می ماند.
نکات مهم خطوط روند
- هر چه تعداد برخورد نمودار با خط روند بیشتر باشد اعتبار آن خط بیشتر است.
- اگر خط روندی که در یک تایم فریم خاص رسم شده است، در تایم فریم های بالاتر هم صادق باشد، معتبرتر است. ( به عنوان مثال خط روندی که در تایم فریم روزانه رسم شود، در تایم فریم هفتگی یا ماهانه نیز صادق باشد )
- هرچه خط روند در زمان بیشتری اعتبار خود را از دست ندهد معتبر تر است ( به عنوان مثال خط روندی با اعتبار ۳ سال از خط روند با اعتبار ۲ ماه بسیار معتبرتر است )
- هرچه شیب خط روند به ۴۵ درجه نزدیکتر باشد از اعتبار بیشتری برخوردار است. ( ۵۵ > زاویه > 35)
- هروقت شکست استاندارد رخ داد، برعکس روند قبلی باید وارد معامله شد.
به طور خلاصه اعتبار یک روند را تعداد دفعات برخورد قیمت با خط روند، میزان زمان باقی ماندن قیمت در روند و شیب روند تعیین می کند و در صورتی که هر کدام از این سه پارامتر مهم بیشتر و بزرگتر باشد اطمینان کردن به روند غالب اهمیت بیشتری پیدا می کند.
شرایط تشکیل یک شکست استاندارد
- نمودار نتواند کف یا سقف جدیدی تشکیل دهد.
- سطح باید با یک کندل قدرتمند شکسته شود.
- قیمت باید به سطح مورد نظر حمله ور شود.
- شکست یک سطح باید با حجم معاملات بالا صورت گیرد.
- قیمت باید پشت سطح مورد نظر بسته شود و خود را تثبیت کند.
- بهتر است موج شکست از موج ماقبل خود تندتر باشد.
- بهتر است فاصله دو ماژور متوالی آخر از هم کم باشد.
- موج شکست باید شارپ و تیز باشد.
- بهتر است قیمت با یک محرک سطح را بشکند (الگوی قیمتی یا الگوی اندیکاتوری)
- بعد از تکمیل شکست، سطح شکست به وسیله پولبک امتحان شود.
با توجه به توضیحات بالا تکنیک استفاده از خط روند بدین صورت می باشد که بعد از ترسیم خط روند، در بازگشت قیمت، با برخورد قیمت به خط روند، انتظار بازگشت قیمت در جهت روند غالب را داریم و معامله ای در جهت روند باز می کنیم.
در شکل زیر روند صعودی نمودار روزانه خدماتانفورماتيك (رانفور) را می بینیم. پس از هربار برخورد قیمت به خط روند قیمت شروع به بالا رفتن می کند. در بار سوم و چهارم برخورد قیمت به خط روند می توان در جهت صعودی معامله خرید باز کرد. می بینیم که هر بار معامله ما وارد سود شده است.
- کانال قیمت
کانال قیمت یکی ازالگوهای ادامه میباشد. به حالتی که قیمت بصورت محدود به دو خط موازی حرکت میکند، کانال گفته میشود. یکی از این دو خط موازی(خط پایینی) نقش حمایت و خط بالایی کانال نقش مقاومت دارد.
- رسم کانال ها
معمولا روند ها تمایل دارند که در داخل کانال قیمتی خاص حرکت کنند بدین معنی که همانطور که شیب خط روند در صورت تغییر می تواند باعث تعویض نقش روند شود، خارج شدن بازار از کانال خود نیز می تواند باعث تغییرات در روند و شیب آن گردد. برای ترسیم خط کانال باید به موازات خط روند خطی از آخرین قیمت موجود در کانال رسم شود. برای خط روند حتما لازم بود دو نقطه را برای روند در نظر بگیریم اما در خط کانال نیازی به دو نقطه برخورد قیمت نمی باشد و تنها یک نقطه را با فرض استفاده موازی خط روند میتوان استفاده کرد. فراموش نشود خط کانال تابعی از خط روند می باشد و هیچ زمانی خط کانال قبل از خط روند ترسیم نمی شود.
- کاربرد کانال ها
در مورد خط کانال نیز به مانند خط روند در برخورد قیمت به خط کانال ترسیمی میتوان بازگشت قیمت به درون خط کانال را انتظار داشت. ریسک معاملات برخورد قیمت با خط کانال بسیار بیشتر از معاملات با خط روند می باشد. دلیل این موضوع نیز وارد شدن در این معاملات بر خلاف روند غالب بازار می باشد در حالی که معاملات بر اساس خط روند در جهت عمومی قیمت است. خط دیگری نیز بین دو خط ترند لاین و کانال میتوان وجود داشته باشد با نام خط میانه (Middle line) که از این خط نیز میتوان به مانند دو خط روند و کانال استفاده کرد. نکته دیگر در مورد استفاده از خطوط روند و کانال، تصحیح این خطوط در زمان هایی است که شیب آنها کم می شود و باید خطوط جدیدی ترسیم شود تا از زیان معاملات جلوگیری شود.






