آشنایی با مقدمات تحلیل تکنیکال

a (15)

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال بیشتر متمرکز بر اتفاقاتی است که در بازار رخ داده است تا آنچه که می بایست اتفاق می افتاد. یک تحلیگر تکنیکال به مطالعه قیمت و حجم که با استفاده از آنها نمودار تشکیل می شود ( که ناشی از عملکرد معامله گران است)، می پردازد و از آن به عنوان ابزار اولیه خود استفاده می کند. تحلیگر تکنیکال برخلاف تحلیلگر فاندامنتال، توجه زیادی به " تصویر بزرگ" عواملی که بر حرکات بازار تاثیر می گذارند، ندارد اما به عملکرد بازار مالی مورد نظر خود می پردازد.

  • اصول تحلیل تکنیکال
  1. عملکرد بازار بر مبنای قیمت است

این بدان معنا است که قیمت واقعی تاثیر تمامی عواملی است که برای بازار شناخته شده است و می تواند بر آن تاثیر بگذارد، برای مثال، عرضه و تقاضا، عوامل سیاسی و تمایل بازار. تحلیلگر تکنیکال محض، تنها توجه به حرکات قیمت دارد و برای تغییرات آن بدنبال هیچ دلیلی نیست.

  1. قیمت بر اساس روندحرکت می کند

تحلیلگر تکنیکال بدنبال شناسایی الگوهای رفتار بازار است که در گذشته نیز شناخته شده اند. برای بسیاری از این الگوها، احتمال وقوع مجدد و انجام یک نتیجه مورد نظر بالا است. همچنین الگوهای شناخته شده ای وجود دارند که در شرایط یکنواخت تکرار می شوند.

  1. تاریخ تکرار می شود

الگوهای نموداری برای ۱۰۰ سال است که شناخته شده و طبقه بندی شده اند و روشی که بسیاری ازالگوها تکرار می شوند این نتیجه را نشان می دهند که روانشناسی انسانی در طول زمان کمتر تغییر می کند.

  • نمودار چیست؟

در تحليل تکنیکال ، نمودار ها مشابه نمودارهايي هستند كه شما در هر زمينه تجاري مي بينيد. يك نمودار به زبان ساده ،يك نمايش گرافيكي از مجموعه اي از قيمتها در یک بازه زمانی مشخص است. مثلا ، يك نمودار ممكن است تغييرات قيمت يك سهام را در يك دوره يكساله نشان دهد و در اين صورت هر نقطه روي نمودار قيمت نهايي روزي را نشان مي دهد كه سهام در آن معامله شده است:


تکنیکال

شكل بالا نمونه اي از يك نمودار ساده را نشان مي دهد. اين نمودار نمايشي از تغييرات قيمت يك سهام در يك دوره ۱٫۵ ساله است . قسمت پايين نمودار ،خطي كه بصورت افقي ادامه يافته است (محور (x نشان دهنده تاريخ ويا مقياس زماني است. سمت راست نمودار ،خطي كه به صورت عمودي امتداد مي يابد (محور( y قيمت سهام را نشان مي دهد . با مشاهده نمودار مي بينيم كه در ژانویه ۲۰۱۵ (نقطه ۱) قيمت اين سهام بانک صادرات ( وبصادر ) ۶۷۴ ریال بوده است ، در حاليكه در آپریل ۲۰۱۵ (نقطه ۲) قيمت آن در حدود ۱۰۵۷ ریال است. اين مشاهدات به ما مي گويد كه قيمت اين سهام بين ژانویه ۲۰۱۵  و آپریل ۲۰۱۵ افزايش يافته است.

۴) انواع نمودارها

  1. نمودارهاي خطی (Line Chart)
  2. نمودار ميله ای ( Bar Chart)
  3. نمودار شمعی (Candlesticks)

۱-۴) نمودارهاي خطی (Line Chart)

ساده ترین نوع نمودار شکل خطی (Line Chart) آن است. همانگونه در شکل زیر مشاهده میکند روند قیمتی و تغییرات آن از نقاطی ساخته شده که به همدیگر وصل شده اند. در نمودار زیر مثال ما نمودار روزانه وبصادر می باشد که نوسانات زیادی را در طی روز های مختلف تجربه کرده است. بنابراین نمودار خطی فقط یکی از این قیمتها را میتواند برایمان نمایش دهد که عموما قیمت بسته شدن است (Close Price). تحلیلگران به نوسانات قیمتها در هر لحظه از روز و آرایشهایی که این نوسانات ایجاد میکنند بشدت نیاز دارند و اطلاعات با ارزشی از آنها کسب می کنند. در اينجا يک مثال از نمودار خطی وبصادر را مي بينيد :

تکنیکال

۲-۴) نمودار ميله ای (Bar Chart)

در تایم فریم مورد نظر هر میله شامل چهار نقطه زیر است که با یک خط ( همان میله ) به همدیگر وصل شده است. این چهار نقطه در واقع بیان کننده چهار قیمت است

  • قیمت باز شدن (Open) سمت چپ میله
  • قیمت حداقل (Low) پایینترین قسمت میله
  • قیمت حداکثر (High) بالاترین قسمت میله
  • قیمت بسته شدن (Close) سمت راست میله

نمودارهای میله ای مورد توجه تحیلگرانی است که عادت به تحلیل در بازه های زمانی بزرگتر مانند چهار ساعته و روزانه دارند.
در زير مثالي از نمودار ميله ای سهام وبصادر نشان داده شده است .

تکنیکال

۳-۴) نمودار شمعی (Candlesticks)

نمودارهاي شمعي همان اطلاعات نمودارهاي ميله اي را نشان مي دهند ، اما به شيوه اي زيباتر و در قالب گرافيکي .
نمودارهاي شمعي هم دامنه بالا تا پايين را با خط عمودي نشان مي دهند . در هر حال در نمودار شمعي بلوک بزرگ واقع در وسط دامنه بين قيمتها باز شدن و بسته شدن را نشان مي دهد . به طور قراردادي اگر بلوک وسطي پر شده باشد ، نشان دهنده اين است که سهم با قيمتي پايين تر از باز شدنش بسته شده است .یعنی کندل نزولی است.
اگر قيمت بسته شدن بالاتر از قيمت باز شدن باشد بلوک خالي است که در این صورت کندل صعودی است .
در اينجا نمودار شمعي وبصادر را می بینیم .

تکنیکال

۴-۴) مقایسه شمع و میله

تکنیکال

۵) حمایت و مقاومت

شما اغلب از زبان تحليلگران تکنیکال مي شنويد كه درباره مبارزه مداوم بين گران كنندگان قيمت سهام (bulls) و ارزان كنندگان قيمت سهام (bears) و يا كشمكش بين خريداران (تقاضا) و فروشندگان (عرضه) ، صحبت مي كنند. اين نكات در قيمت يك سهام بازتاب مي يابند كه بندرت به سمت بالاتر از تراز مقاومت و يا پايينتر از تراز حمايت حركت مي كنند.

تکنیکال

همانگونه كه شما در شكل بالا مي توانيد ببينيد، تراز حمايت تراز قيمتي است كه يك سهام و يا بازار بندرت از آن عبور مي كند و از آن پايينتر مي افتد. (تراز حمايت با پيكانهاي آبي رنگ نشان داده شده است.) از سوي ديگر ،مقاومت تراز قيمتي است كه يك سهام يا بازار به ندرت از آن فراتر مي رود (تراز مقاومت با پيكانهاي قرمز رنگ مشخص شده است)

۱-۵) چرا ترازهاي مقاومت و حمايت وجود دارند؟

تراز هاي حمايت و مقاومت از مهمترين مفاهيم در روانشناسي بازار و عرضه و تقاضا هستند. اين ترازها ، سطوحي از قيمت ها هستند كه معامله گران تمايل به خريد سهام در نزديكي تراز حمايت و يا فروش سهام خود در نزديكي تراز مقاومت دارند. وقتي كه اين خطوط روند شكسته شوند ، به نظر مي رسد كه ميزان عرضه و تقاضا و روانشناسي تغييرات قيمت سهام تغيير مي كند و در اين حالت ترازهاي جديدي براي حمايت و مقاومت تعيين مي شود.

۲-۵) رابطه ترازهاي حمايت و مقاومت و اعداد رند (Round numbers)

يك نوع از حمايت و مقاومت هاي جهاني كه در ميان تعداد زيادي از اوراق بهادار و بازارهای مالی دیده شده ، اعداد رند است. اعداد رند مانند ۱۰، ۲۰، ۳۵، ۵۰، ۱۰۰ و ۱۰۰۰ در مبحث تراز هاي حمايت و مقاومت از اهميت ويژه اي برخوردار هستند چون اغلب نشان دهنده مهمترين نقاط برگشت روانشناختي (major psychological turning points) هستند كه معامله گران تمايل به خريد و فروش سهام در آن قیمت ها دارند.

خريداران اغلب به محض آنكه قيمت يك سهام به يك مقدار رند مانند ۵۰ تومان سقوط مي كند، تعداد زيادي از آن سهام را خريداري مي كنند و در نتیجه قیمت سهام به احتمال زیاد از آن عدد پایین تر نخواهد رفت. از سوي ديگر،فروشندگان سهام نيز به محض آنكه قيمت سهام به يك عدد رند بالا رسيد ، شروع به فروش سهام خود مي كنند و باعث می شوند تا قیمت آن سهام از آن عدد فراتر نرود. آنچه اين اعداد رند را تبديل به نقاط مهمي مي كند ، فشار خريد و فروش و اين نكته است كه در اغلب موارد این نقاط اهمیت روانشناختي دارند.

۳-۵) واژگوني وظایف یا تبدیل سطوح  (Role Reversal)

به محض آنكه يك تراز حمايت و يا مقاومت شكسته شود ، وظیفه آن بر عكس مي شود. اگر قيمت به پايينتر از يك ترازحمايت سقوط كند ، آن تراز تبديل به يك تراز مقاومت مي شود . اگر قيمت سهام از يك تراز مقاومت بالاتر رود ، آن تراز تبديل به يك تراز حمايت مي شود. به محض آنكه قيمت از يكي از تراز هاي مقاومت و حمايت تجاوز كند ، به نظر مي رسد كه عرضه و تقاضا آن سهام تغيير كرده و باعث مي شود كه قاعده تراز شكسته شده، برعكس شود.به هر حال براي اينكه يك واژگوني (معكوس سازي) واقعی رخ دهد ، حتما بايد قيمت سهام يك حركت قوي يا جهش بزرگ از سطوح مقاومت و حمايت داشته باشد.

تکنیکال

براي مثال ، همانگونه كه شما در شكل بالا مي توانيد ببينيد، خط نقطه چين به عنوان تراز مقاومت نشان داده شده است ، كه از بالاتر رفتن قيمت در مقايسه با دو نقطه قبلي (نقطه ۱و ۲) جلوگيري مي كند. به هر حال ، به محض آنكه تراز مقاومت شكسته مي شود ، آن تراز تبديل به يك تراز حمايت مي شود ( كه در نقاط ۳و ۴ نشان داده شده است) كه قيمت را بالا نگه مي دارد و از جهت گيري آن به سمت پايين جلوگيري مي كند.

تقريبا در همه حالات ،يك سهام هم يك تراز حمايت و هم يك تراز مقاومت دارد و معاملات آن تا زماني كه از اين حدود جهش نيابد، در بازه بين اين دو تراز خواهد بود. اين حالت بيشتر در شرايطي ديده مي شود كه يك سهام با يك روند افقي معامله شود و قيمت آن با نوسان بين نقاط اوج و دره هاي متوالي از تراز هاي حمايت و مقاومت خود تجاوز نکند.

۴-۵) اهمیت ترازهای حمایت و مقاومت

تحليل تراز هاي مقاومت و حمايت يكي از بخش هاي مهم روند ها است چون از آن مي توان براي اخذ تصميمات تجاري و پيش بيني زمان واژگوني يك روند ، استفاده نمود. براي مثال ، اگر يك معامله گر يك تراز مهم مقاومت را شناسايي كند كه چندين بار آزمايش شده است و هرگز شكسته نشده است ، او مي تواند از حركت قيمت سهام به سمت اين نقطه ،سود ببرد چون احتمال اينكه قيمت سهام از آن تراز فراتر رود بسيار كم است.

هر دوي تراز هاي حمايت و مقاومت،روند ها را آزمايش و تاييد مي كنند و بايد توسط كسي كه از تحليل تکنیکال  استفاده مي كند ، بررسي شوند. تا زماني كه قيمت سهام بين اين دو تراز باقي مي ماند، احتمالا روند نيز ادامه خواهد داشت . اين نكته قابل يادآوري است كه يك خروج از ترازهاي حمايت و يا مقاومت ، الزاما به معناي واژگوني روند نيست. به عنوان مثال ، اگر قيمتها فراتر از تراز مقاومت يك روند رو به بالا بروند، روند شتاب يافته است نه اينكه واژگون شده است. اين بدان معناست كه انتظار مي رود ترقي قيمت سريعتر از حالتي كه در كانالها بود ، صورت گيرد. آگاه بودن از اهميت اين نقاط حمايت و مقاومت بايد بر روي روش شما براي خريد و فروش يك سهام تاثير بگذارد. تجار بايد از داد و ستد سهام در اين سطوح مهم اجتناب كنند چرا كه ناحيه اطراف اين سطوح داراي تغيير پذيري خيلي زيادي است. اگر شما براي معامله نزديك ترازهاي حمايت و مقاومت احساس اطمينان كرديد،بايد از اين قاعده ساده پيروي كنيد: داد و ستد خود را مستقيما در تراز هاي حمايت و مقاومت انجام ندهید. اين بدين دليل است كه در اغلب موارد ، قيمت هرگز به عدد صحيح مورد نظر نمي رسد بلكه در اطراف آن نوسان مي كند. بنابراين اگر شما مصمم به خريد يك سهام هستيد كه به سمت يك تراز حمايت مهم حركت مي كند، دقیقا ً در تراز حمايت سفارش خريد ندهيد. در عوض، آنرا بالاتر از تراز حمايت ، البته با اختلاف چند نقطه، ارايه كنيد .از سوي ديگر اگر شما قصد فروش كوتاه مدت داريد، قيمت فروش سهام خود را پايينتر از تراز مقاومت ويا در خود تراز مقاومت ، اعلام كنيد.

آشنایی با خطوط روند

Ravand-4

در این مطلب سعی شده تا به زبانی ساده و مثال هایی قابل درک برای کسانی که به تازگی قصد آشنایی با علم تکنیکال را دارند، اصول خطوط روند توضیح داده شود.

در ابتدا لازم می دانم پیش از شروع مبحث خطوط روند چند تعریف پر کاربرد در علم تکنیکال را در اینجا مطرح کنم:

  • تعریف موج یا رالی: حرکت قیمت از نقطه اولیه A به نقطه ثانویه B را یک موج گویند به شرطی که در این میان حرکت خلاف جهت AB بیش از ۳۸ درصد حرکت اولیه نباشد. به عبارتی دیگر در یک مسیر حرکتی از AبهB شاهد تصحیح کمتر از ۳۸ درصد باشیم.چنانچه حرکت خلاف جهتAB به میزان ۳۸ درصد یا بیشتر باشد خود یک موج جدید خواهد بود.

خطوط روند

تعریف نقاط پیوت: پیوت به نقاطی اطلاق می‌شود که در آن نقطه امواج تغییر مسیر می‌دهند؛ یعنی یک موج صعودی تبدیل به یک موج نزولی یا یک موج نزولی به یک موج صعودی تبدیل می‌شود.

  • پیوت مینور: به نقاطی که در آن چرخش‌ها جزئی و به میزان کمتر از ۳۸ درصد حرکت قبل باشد، پیوت مینور می‌گویند.
  • پیوت ماژور: نقاطی را که در آن چرخش‌های اصلی قیمت اتفاق می‌افتد را پیوت ماژور می‌گویند. اصلاحات در نقاط ماژور یا اصلی حداقل ۳۸ درصد حرکت قبل است.

خطوط روند

در واقع یک تحلیلگر است با مطالعه و به چالش کشیدن نقاط ماژور در مورد معاملات خود تصمیم‌گیری می‌کند.
تعریف روندها

روندها، سمت و سوی حرکت قیمت در گذشته را نشان می دهند. از آنجا که روند، قدرت و تمایل غالب تریدرها را در نوسانات قیمت نشان می دهد می توان انتظار داشت تا زمانی که نیرویی بیشتر از نیروی فعلی بازار و در جهت عکس به بازار وارد نشود روند ادامه داشته باشد.

روندها مجموعه ای از موج های صعودی و نزولی می باشند. در اولین نگاه میتوان این نکته را متوجه شد که بازار هیچ زمانی دارای روند مستقیم نیست و مجموعه ای از شکسته شدن حمایت ها و مقاومت های گوناگون است که یک روند را تشکیل می دهد.

  • تقسیم بندی روندها از لحاظ جهت حرکت

روندها دارای سه جهت کلی می باشند ۱: روند صعودی ۲:روند نزولی ۳:روند خنثی

  1. در روند صعودی قیمت بیشتر از آنکه تمایل به تضعیف داشته باشد تمایل به تقویت و بالا رفتن دارد. در روند صعودی معقول ترین کار خریدن و باقی ماندن در بازار تا تشخیص انتهای روند صعودی است.
  2. در روند نزولی قیمت بیشتر از آنکه تمایل به تقویت داشته باشد تمایل به تضعیف و پایین آمدن دارد. در روند نزولی معقولترین کار فروختن و باقی ماندن در بازار تا تشخیص انتهای روند نزولی است. (در بازارهای یک طرفه مانند بازار ایران، فروختن به معنی بی معامله ماندن و نظاره کردن می باشد)
  3. روند خنثی بیان کننده قدرت برابر خریداران و فروشندگان در زمانی خاص است. عموما آنچه در روند خنثی دیده می شود در بازه های زمانی کوتاه تر تلفیقی از روندهای صعودی و نزولی می باشد و در بازه های زمانی بلند مدت روند خنثی، خود جزئی از یک روند دیگر می باشد. در روند های خنثی یا معامله گر باید تا زمان چیرگی قدرت یکی از گروه خریداران یا فروشندگان نظاره گر باشد و یا از روند های کوچک صعودی و نزولی بازار منتفع شود.
  • تقسیم بندی روند ها به لحاظ زمانی

غیر از جهت قیمت، طول مدت روند نیز حائز اهمیت می باشد. تا به حال تعریف غالبی برای تقسیم بندی زمانی روندها، بین تریدرها وجود نداشته اما تقسیم بندی غالب به سه دسته اشاره دارد:

۱: روند بلند مدت ۲: روند میان مدت ۳: روند کوتاه مدت

برای این تقسیم بندی روند بلند مدت را بیش از شش ماه یا یکسال در نظر می گیرند. روند میان مدت را بیش از یک ماه تا یکسال در نظر می گیرند و روند کوتاه مدت را روندهای دارای زمان کمتر از یک ماه در نظر می گیرند. گرچه روند های میان روز کوچک تر از روند های کوتاه مدتی است که تعریف کردیم اما اغلب معامله گران روند های میان روز را نیز جزء روند های کوتاه مدت طبقه بندی می کنند.

نکته دیگر در مورد روندها، حرکات موجی شکل آنها است. هر روند در بازه زمانی خاص خود تشکیل شده از چند روند کوچکتر و در بازه زمانی بزرگتر جزئی از موج روند بزرگتر می باشد. بنابراین وقتی صحبت از روند به میان می آید تعیین بازه زمانی روند نیز حائز اهمیت می باشد.

  • اصول کار با خط روند(Trend line) ,نحوه رسم و درجه اهمیت آن

همانطور که در گذشته اشاره شد روند ها مجموعه ای از پیشی گرفتن موج های یک جهت قیمت بر جهت مقابل می باشد.

اگر به شکل روند صعودی در زیر دقت کنید می بینید که روند صعودی مجموعه ای از روندهای کوچکتر می باشد که مجموع و اندازه روندهای نزولی، کوچکتر از روندهای صعودی می باشد. از همین رو روند غالب صعودی است. به بیانی دیگر شاهد آن هستیم که در روند صعودی مقاومت های جدید بالاتر از مقاومت های قبل از خود هستند اما قیمت در خطوط حمایت به حمایت قبل از خود نمی رسد. عکس این حالت برای روند نزولی تعریف می شود.

تا زمانی که در یک روند صعودی قرار داریم دره های قیمت (حمایت ها) نباید به قیمت پایین تر از حمایت قبلی برسد و در روند نزولی قله های قیمت (مقاومت ها) نباید به قیمت بالاتر از مقاومت قبلی برسد. این نکته مهمترین اصل تشخیص و بکارگیری روند می باشد. در صورتی که قله ها یا دره ها به موج قبل خود برسند در اصل بیان کننده این هستند که یا شیب روند غالب کم شده یا آن روند پایان یافته و روند معکوس جدیدی در پیش داریم.

خطوط روند

برای ترسیم یک روند صعودی حداقل دو دره قیمت (حمایت) را به یکدیگر متصل می کنیم و تا زمانی که قیمت از امتداد این خط ترسیمی رد نشود روند صعودی می ماند.

برای ترسیم یک روند نزولی حداقل دو قله قیمت (مقاومت) را به یکدیگر متصل می کنیم و تا زمانی که قیمت از امتداد این خط ترسیمی رد نشود روند نزولی می ماند.

نکات مهم خطوط روند

  • هر چه تعداد برخورد نمودار با خط روند بیشتر باشد اعتبار آن خط بیشتر است.
  • اگر خط روندی که در یک تایم فریم خاص رسم شده است، در تایم فریم های بالاتر هم صادق باشد، معتبرتر است. ( به عنوان مثال خط روندی که در تایم فریم روزانه رسم شود، در تایم فریم هفتگی یا ماهانه نیز صادق باشد )
  • هرچه خط روند در زمان بیشتری اعتبار خود را از دست ندهد معتبر تر است ( به عنوان مثال خط روندی با اعتبار ۳ سال از خط روند با اعتبار ۲ ماه بسیار معتبرتر است )
  • هرچه شیب خط روند به ۴۵ درجه نزدیکتر باشد از اعتبار بیشتری برخوردار است. ( ۵۵ > زاویه > 35)
  • هروقت شکست استاندارد رخ داد، برعکس روند قبلی باید وارد معامله شد.

به طور خلاصه اعتبار یک روند را تعداد دفعات برخورد قیمت با خط روند، میزان زمان باقی ماندن قیمت در روند و شیب روند تعیین می کند و در صورتی که هر کدام از این سه پارامتر مهم بیشتر و بزرگتر باشد اطمینان کردن به روند غالب اهمیت بیشتری پیدا می کند.

شرایط تشکیل یک شکست استاندارد

  1. نمودار نتواند کف یا سقف جدیدی تشکیل دهد.
  2. سطح باید با یک کندل قدرتمند شکسته شود.
  3. قیمت باید به سطح مورد نظر حمله ور شود.
  4. شکست یک سطح باید با حجم معاملات بالا صورت گیرد.
  5. قیمت باید پشت سطح مورد نظر بسته شود و خود را تثبیت کند.
  6. بهتر است موج شکست از موج ماقبل خود تندتر باشد.
  7. بهتر است فاصله دو ماژور متوالی آخر از هم کم باشد.
  8. موج شکست باید شارپ و تیز باشد.
  9. بهتر است قیمت با یک محرک سطح را بشکند (الگوی قیمتی یا الگوی اندیکاتوری)
  10. بعد از تکمیل شکست، سطح شکست به وسیله پولبک امتحان شود.

خطوط روندکاربرد خطوط روند

با توجه به توضیحات بالا تکنیک استفاده از خط روند بدین صورت می باشد که بعد از ترسیم خط روند، در بازگشت قیمت، با برخورد قیمت به خط روند، انتظار بازگشت قیمت در جهت روند غالب را داریم و معامله ای در جهت روند باز می کنیم.

در شکل زیر روند صعودی نمودار روزانه خدمات‌انفورماتيك‌ (رانفور) را می بینیم. پس از هربار برخورد قیمت به خط روند قیمت شروع به بالا رفتن می کند. در بار سوم و چهارم برخورد قیمت به خط روند می توان در جهت صعودی معامله خرید باز کرد. می بینیم که هر بار معامله ما وارد سود شده است.

خطوط روند

  • کانال قیمت

کانال قیمت یکی ازالگوهای ادامه میباشد. به حالتی که قیمت بصورت محدود به دو خط موازی حرکت میکند، کانال گفته میشود. یکی از این دو خط موازی(خط پایینی) نقش حمایت و خط بالایی کانال نقش مقاومت دارد.

  • رسم کانال ها

معمولا روند ها تمایل دارند که در داخل کانال قیمتی خاص حرکت کنند بدین معنی که همانطور که شیب خط روند در صورت تغییر می تواند باعث تعویض نقش روند شود، خارج شدن بازار از کانال خود نیز می تواند باعث تغییرات در روند و شیب آن گردد. برای ترسیم خط کانال باید به موازات خط روند خطی از آخرین قیمت موجود در کانال رسم شود. برای خط روند حتما لازم بود دو نقطه را برای روند در نظر بگیریم اما در خط کانال نیازی به دو نقطه برخورد قیمت نمی باشد و تنها یک نقطه را با فرض استفاده موازی خط روند میتوان استفاده کرد. فراموش نشود خط کانال تابعی از خط روند می باشد و هیچ زمانی خط کانال قبل از خط روند ترسیم نمی شود.

خطوط روند

  • کاربرد کانال ها

در مورد خط کانال نیز به مانند خط روند در برخورد قیمت به خط کانال ترسیمی میتوان بازگشت قیمت به درون خط کانال را انتظار داشت. ریسک معاملات برخورد قیمت با خط کانال بسیار بیشتر از معاملات با خط روند می باشد. دلیل این موضوع نیز وارد شدن در این معاملات بر خلاف روند غالب بازار می باشد در حالی که معاملات بر اساس خط روند در جهت عمومی قیمت است. خط دیگری نیز بین دو خط ترند لاین و کانال میتوان وجود داشته باشد با نام خط میانه (Middle line) که از این خط نیز میتوان به مانند دو خط روند و کانال استفاده کرد. نکته دیگر در مورد استفاده از خطوط روند و کانال، تصحیح این خطوط در زمان هایی است که شیب آنها کم می شود و باید خطوط جدیدی ترسیم شود تا از زیان معاملات جلوگیری شود.

خطوط روند

 

 

http://www.donya-e-eqtesad.com/news/424535/                        
http://www.bourselar.ir/Forum/Post/64

http://www.artatahlil.ir/news/547/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%84/

http://www.bourselar.ir/Forum/Post/64